پیوندهای روزانه


برچسب‌ها


پیوندها







Powered By
www.noorang.com



دو کاج(نسخه قدیم)

 


در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تامّل کن
ریشه هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی
مردم آزار ، از تو بیزارم
دور شو ، دست از سرم بردار
من کجا طاقت تو را دارم؟
بینوا را سپس تکانی داد
یار بی رحم و بی محبت او
سیم ها پاره گشت و کاج افتاد
بر زمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط ، دید آن روز
انتقال پیام ، ممکن نیست
گشت عازم ، گروه پی جویی
تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم
راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگ دل را نیز
با تبر ، تکه تکه ، بشکستند

 


شاعر: محمد جواد محبت
 

 

***

 


دو کاج (نسخه ی جدید)

 



كاج همسايه گفت با نرمی
دوستی را نمی برم از یاد،
شاید این اتفاق هم روزی
ناگهان از برای من افتاد.
مهر بانی بگوش باد رسید
باد آرام شد، ملایم شد،
کاج آسیب دیده ی ما هم
کم کمک پا گرفت و سالم شد.
میوه ی کاج ها فرو می ریخت
دانه ها ریشه می زدند آسان،
ابر باران رساند و چندی بعد
ده ما نام یافت کاجستان ...

 


شاعر: محمد جواد محبت
 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

 برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


Mihanstar.com-siahpoost
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده است که توسط یک کودک آفریقایی نوشته شده و در همان سال در سازمان ملل خوانده شد و استدلال شگفت‌انگیزی دارد.  
 
When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black… And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray… And you call me colore???

وقتی به دنیا می‌آم، سیاهم، وقتی بزرگ می‌شم، سیاهم، وقتی می‌رم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می‌ترسم، سیاهم، وقتی مریض می‌شم، سیاهم، وقتی می‌میرم، هنوزم سیاهم… و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا می‌آی، صورتی‌ای، وقتی بزرگ می‌شی، سفیدی، وقتی می‌ری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی‌ای، وقتی می‌ترسی، زردی، وقتی مریض می‌شی، سبزی، و وقتی می‌میری، خاکستری‌ای… و تو به من می‌گی رنگین‌پوست؟؟؟
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.

 

ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.

 

بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

 

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.

 

کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود،  پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.

 

کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

 

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.

 

بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.

 

کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.

پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

 

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


برنامۀ امتحانات نوبت دوم درس فارسی سال هفتم

سه شنبه16 اردی بهشت روخوانی کل کتاب

چهارشنبه17 اردی بهشت امتحان کتبی از کل کتاب+حفظ شعر صفحۀ94

چهار شنبه24 اردی بهشت بازدید دفتر و کتاب

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


یک اردی بهشت روز بزرگداشت سعدی گرامی باد.

گلستان کتابی است نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده‌است. غالب نوشته‌های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان‌ها و نصایح اخلاقی است. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود دیباچه ی گلستان  (حجم: ۲٫۱MB)

دانلود باب اول گلستان – در آداب صحبت (حجم: ۵٫۷MB)

دانلود باب دوم گلستان – در آداب خاموشی (حجم: ۱۲٫۱MB)

دانلود باب سوم گلستان – تاثیر تربیت (حجم: ۲٫۸MB)

دانلود باب چهارم گلستان – در فضیلت قناعت (حجم: ۲٫۸MB)

دانلود باب پنجم گلستان – در اخلاق درویشان (حجم: ۵٫۲MB)

دانلود باب ششم گلستان – عشق و جوانی (حجم: ۱٫۱MB)

دانلود باب هفتم گلستان – در ضعف و پیری (حجم: ۱٫۱MB)

دانلود باب هشتم گلستان و خاتمه – در سیرت پادشاهان (حجم: ۵٫۹MB)

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


 از باغ می برند چراغانیت کنند

 تا کاج جشنهای زمستانیت کنند

 پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار

 تنها به این بهانه که بارانیت کنند

 یوسف، به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می برند که زندانیت کنند

 ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

 شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

 یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست

 از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...

                                 "فاضل نظری"

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |



+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |




لمپا نیوز: هواداران تیم فولاد خوزستان در اقدامی جالب و بزرگ منشانه اقدام به پاکسازی ورزشگاه الغدیر بعد از بازی با ازبکستان نمودند که این اقدام طرفداران فولاد بسیار ستودنی است ,با امید به پیروزی های بیشتر این تیم .

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |





حکایتی از مولوی


پیرمرد تهی دستی زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذایی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود ، دهقان مقداری گندم در دامن لباسش ریخت و پیرمرد گوشه ی آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده ی گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.

پیرمرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت ، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟!

پیرمرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ، ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.

نیجه گیری مولانا از این حکایت :

تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


والپیپر مذهبی ، والپیپر اهل بیت ، والپیپرحضرت زهرا ، والپیپرحضرت فاطمه زهرا ، والپیپر مادر سادات

دل خورشید محک داشت؟ نداشت

یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش 

شانه وحی کمک داشت؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند 

، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت

شب شد و آئینه ماه شکست . 

دست این مرد نمک داشت؟ نداشت

تو بپرس از دل پر خون و غمت

 چهره  یاس کتک داشت؟ نداشت...

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


http://nargil.ir/plant/images/pic/348/Jasminum%20officinale%203.jpg


و پیامی در راه
روزی
خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد.
در رگ ها ، نور خواهم ریخت .
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب
آوردم ، سیب سرخ خورشید.
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد.


 
 

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


http://i.ganjoor.net/parvin.gif

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهٔ دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت است. وی در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

از اشعار اوست:

نخودی گفت لوبیائی را

کز چه من گردم این چنین، تو دراز

گفت، ما هر دو را بباید پخت

چاره‌ای نیست، با زمانه بساز

رمز خلقت، بما نگفت کسی

این حقیقت، مپرس ز اهل مجاز

کس، بدین رزمگه ندارد راه

کس، درین پرده نیست محرم راز

بدرازی و گردی من و تو

ننهد قدر، چرخ شعبده‌باز

هر دو، روزی در اوفتیم بدیگ

هر دو گردیم جفت سوز و گداز

نتوان بود با فلک گستاخ

نتوان کرد بهر گیتی ناز

سوی مخزن رویم زین مطبخ

سر این کیسه، گردد آخر باز

برویم از میان و دم نزنیم

بخروشیم، لیک بی آواز

این چه خامی است، چون در آخر کار

آتش آمد من و تو را دمساز

گر چه در زحمتیم، باز خوشیم

که بما نیز، خلق راست نیاز

دهر، بر کار کس نپردازد

هم تو، بر کار خویشتن پرداز

چون تن و پیرهن نخواهد ماند

چه پلاس و چه جامهٔ ممتاز

ما کز انجام کار بی‌خبریم

چه توانیم گفتن از آغاز

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


تصاویراهدای جوایز به برترین های درسی اسفند ماه و برترین های مسابقه ی کتابخوانی





برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |



نفرات برتر مسابقۀ کتابخوانی

1-ایمان ترکمان هفت3

2-علی رضا جعفری هفت2

3محمّد صادق نورعلی هفت 2

مراسم اهداءجوایز فردا خواهد بود.

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


دانش آموز برتر اخلاقی بهمن ماه کلاس هفت 1

آقای محمد مهدی ربیعی

با آرزوی سربلندی.

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |



1-امیر حسین پور عینی

2-سید علی ناظر

3-ایمان ترکمان

4-مهدی بهارلو

5-محمد حسین رهگذر

6-پوریا تره کار

7-محمد حسین کرامتی

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


«به نام کار ساز بنده نواز»

مسابقه ی کتابخوانی

علی اکبر دهخدا را بیشتر بشناسید

به مناسبت هفت اسفند روز بزرگداشت  استاد دهخدا

منبع:مربّای شیرین نوشته ی آقای مرادی کرمانی

برای ثبت نام  در قسمت نظرات نام خود را درج کنید .

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


چند روزی به آمدن عيد مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا” رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سرکلاس و شروع کرد به درس دادن.

استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری “صدرا”.
بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!
...............بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


«من گول حرف و همهمه‌ها را نمی‌خورم/

 یک ذره گول‌های شما را نمی‌خورم/

من تا به حال تن به تقلب نداده‌ام/

 با قول ساندویچ و پفک جا نمی‌خورم».

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


شو روز بفکر آب و دانه

هنگام شب، آرمیدن آموز

از لانه برون مخسب زنهار

این لانهٔ ایمنی که داری

برای خواندن بقیه به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


1





عصر ها خورشید مایل می شود گنجشک ها-فصل سرما سخت مشکل می شود گنجشک ها

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


انشا

به مناسبت فرا رسیدن دهه ی مبارک فجر نتایج مسابقه ی ادبی یادواره ی شهید بزرگوار حاج مسعود درخشان که توسط مدرسه ی شاهد شهید مسعود درخشان برگزار شد به این شرح اعلام می گردد:

در بخش همکاران:                        

1-خانم شیوا حیدری از مدرسه ی الزهرا

2-خانم فاطمه حبیبی از مدرسه ی مهدیه

 در بخش دانش آموزان:

1-آقای میلاد عزیزی از مدرسه ی محمد رسول الله

2- آقای محمود شاکری هنرستان حرفه ای شهداء

3- آقای علیرضا جعفری از مدرسه ی شهید مسعود درخشان

4- خانم نگین ملااسماعیلی از مدرسه ی اسماء

5- خانم حانیه آروئی از مدرسه ی اسماء

6- خانم ریحانه عسگری از مدرسه ی راضیه

7- خانم فاطمه فتحی ساران از مدرسه اسماءالهدی

8- خانم فاطمه خاکپور از مدرسه کوثر

۹-آقای سپهر عشقی از مدرسه ی دانش

 این عزیزان راس ساعت11 روز یکشنبه20/11/1392در مراسم بزرگداشت شهید مسعود درخشان در اردوگاه شهید محمد منتظری واقع در بلوار شهید کلهر روبروی کوچه اداره بیمه تامین اجتماعی حضور داشته باشند.

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


 

آنان که عاقل بودند خود را مجنون و دیوانه خواندند و جهلاء دم از عقل و عاقلی می‌زدند؛ دیوانگان رندانگی کردند و رفتند تا عاشقانه در اوج نگاه یار خود را جای دهند و ما را در این وانفسای روزگار با انبوهی از مشکلات دنیایی رها ساختند و گفتند: مرد باید که مردانه شود تا بتواند پروانه شود...........

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


نویسنده :علی رضا جعفری مدرسه حاج مسعود درخشان

-----------------------------------------------------------------------------

کشور عزیز ومقتدر ما ایران پر است از جوانانی که در زمان جنگ به فرموده ی امام زمان وقت ورهبرشان لبیک گفتند وپا به عرصه های نبرد حق علیه باطل گذاشتند. چه باقری ها وچه همّت هاوچه باکری ها که به تنهایی یک ارتش کامل هستند.البته نباید گفت که شهیدان این مملکت فقط این عزیزان و امثال این ها ..............

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


انشای دانش آموز فاطمه فتحی ساران

121

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


اشعار سروده ی خانم مینایی جاوید است.

دخیل

در میان تمام ناباوری ها

                         به باور آمدنت نگاهم را

به جاده ها

دخیل بسته ام

کی حاجت چشمانم بر آورده می شود


پیله

درخت زندگیم

پربود از آرزوهایی

که رسیدنش را وعده می دادی

حالا میوه هایش کال و کرم خورده

نیازی به پیله.... 

مدتهاست

کرم های ابریشم خیالم

                        پروانه شده اند...؟!

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


با توجه به اینکه برخی عزیزان مایل نبودند نمراتشان در معرض دید دیگران قرار گیرد لذا از قرار دادن نمرات معذوریم.
+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


 

انشا

 

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


گفت وگوی استاد و دانش جو:

گفتم غمم فزون است/ گفتا ز من چه آید/ گفتم که نمره ام ده/ گفتا ز من نیاید /گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید/ گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید/ گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد/ گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید/ گفتم که نمره ی هفت بدبخت عالمم کرد/ گفتا اگر بدانی آن هم زیادت آید/ گفتم خوشا دهی که دست شمادهد آن/ گفتا تو کوششی کن کو وقت آن بر آید/ گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد/ گفتا نگوی با کس تا وقت آن بر آید/ گفتم زمان تحصیل دیدی که چون سرآید/ گفتا خموش جانم ازدست من چه آید.........

+ نوشته شده در ساعت توسط مسعود رهگذر |


لینک دوستان


موضوعات وبلاگ


آرشیو موضوعی


نویسندگان


پیوندها